آخرالزمان

 

مقدمه:

با توجه به آنچه گذشت، دانستیم که همه ادیان الهی و بیشتر مکاتب بشری، درباره پایان تاریخ اظهار نظر کرده و به نوعی فرجام  نهایی تمدن بشری را پس از فراز و نشیب های بسیار، روشن  دانسته اند. با این حال  برخی از پیشگویی هایی  آخرالزمانی، آبستن خبرهایی است که با ایجاد تشویش و نگرانی، انسان روز واپسین را  در یک سردرگمی فعال فرو برده، و گمانه زنی های مختلف و گاه متناقضی را برای او به ارمغان آورده است. چنانکه نظریه “رنه گنون”‌ (عبدالواحد یحیی) گویای افول و فروپاشی تمدن مادی غرب و ظهور مجدد حق و حقیقت و بازگشت انسان به آیین های باستان و ادیان ابراهیمی است(1)؛ تئوری  پایان تاریخ  “فوکویاما”‌  نیز در بر دارنده پیروزی نهایی نظام غربی و حاکمیت ابدی آن بر سرتاسر جهان، (2) و پندار “برخورد تمدن ها”‌ی “هانتینگتون”‌، گویای جنگ جهانی تمدن ها و نظم نوین  جهانی بر اساس مرزهای تمدنی در پایان این دوره از جهان است .(3)

در میان این پیش گوئیها  و گمانه زنیها، دین اسلام، شفاف ترین و گویاترین چشم انداز از آخرالزمان را به تصویر کشیده و اطلاعاتی منسجم و راهبردهایی دقیق را برای عبور از روزهای واپسین عصر گذار از تاریخ، دراختیار انسان قرار می دهد.

 

آخرالزمان در اسلام

این اصطلاح در متون اسلامی  به معناى دوران نبوّت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از هنگام بعثت تا دامنه قیامت است؛ چنانکه در متون  کهن دینی از پیامبر اسلام با نام پیامبر آخرالزمان سخن به میان آمده است.امّا به طور اخص، روزهای پایانی تاریخ و زمان ظهور حضرت مهدى (عج) را از آن اراده مى‏کنند.از این رو مفسران قرآن معتقدند که آیاتى از قرآن کریم، که به رویدادهاى آینده انسان و جامعه انسانى از قبیل: برپا شدن حکومت توحید و عدالت، خلافت انسان در زمین، وراثت و فرمانروایى صالحان و پیروزى حق بر باطل اشاره می کند ، به نشانه های آخرالزمان و فرجام نهایی آن دلالت دارد . (4)

اندیشمندان  اسلامی نیز ازمجموع روایاتی که از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، و اهل بیت(علیهم السلام) در زمینه حوادث و رویدادهای آینده  وارد شده است، با عناوینی همچون علامات آخرالزمان، علائم الظهور، اشراط الساعه، علامات الساعه، علامات یوم القیامه، الفتن الملاحم، الفتن و المحن، الفتن و الملاحم  یاد نموده اند. (5)

برخی از پیشگویی هایی آخرالزمانی ، آبستن خبرهایی است که با ایجاد تشویش و نگرانی ، انسان روز واپسین را در یک سردرگمی فعال فرو برده، و گمانه زنی های مختلف و گاه متناقضی را برای او به ارمغان آورده است

آخر‌الزمان خود به دو مرحله کاملاً متفاوت تقسیم می‌شود

نخست دورانی که انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی می‌رسد و فساد و ستم همه جوامع بشری را فرا می‌گیرد و واپسین امیدهای بشری به ناامیدی می‌گراید و دیگر دورانی که عصر تحقق وعده‌ های الهی است و با قیام مصلح جهانی آغاز می‌شود.

کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریباً از سوی همه فرقه‌های بزرگ اسلام پذیرفته شده است، چنانکه احادیث آخرالزمان را بسیاری از محدثان اهل سنت از جمله «بخاری»، «ابوداود»، «ابن ماجه»، «احمد بن حنبل» و «مجلسی» آورده اند؛ برخی از مسلمانان نیز از تصور عمومی هزاره گرایی در ادیان یهود و مسیحیت ، پیرامون محدودیت زمان این عالم و تعیین سنوات آن متأثر بودند. تصور برخی از مسلمانها  این بود که از آغاز این جهان چندین هزار سال بیش نمی گذرد و جهان مادی عمر کوتاهی دارد و آغاز و انجام آن به هم نزدیک است.  چنانکه طبری ضمن نقل عقاید گذشتگان درباره مقدار زمان این جهان می نویسد: «پاره ای آغاز تا انجام «زمان» را 6 هزار سال می دانند و پاره ای 7 هزار سال، ولی من این مدت را 14 هزار سال می دانم. 7 هزار سال از آغاز خلقت تا پایان آفرینش آدم ابوالبشر و 7 هزار سال پس از آن تا قیام قیامت» (6). ابن اثیر نیز مانند همین مطالب را نقل کرده است (7).

سعادت

1- دیدگاه کلی قرآن پیرامون پایان تاریخ:

 دیدگاه قرآن درباره سرانجام بشر دیدگاهی خوشبینانه بود و پایان دنیا پایانی روشن و سعادت آمیز دانسته شده است. سرانجام سعادتمند جهان همان تحقق کامل غرض آفرینش انسان ها است که چیزی جز عبادت خداوند نخواهد بود؛(8) عبودیت الهی در سطوح گوناگون فردی و اجتماعی آن بر اساس برنامه ریزی خداوند و در چارچوب اصل اختیار واقع شده و غالب انسان ها از آن بهره مند می شوند و(9) آیات ناظر به آینده جوامع انسانی بر عنصر خوش بینی در جریان کلی نظام طبیعت و طرد عنصر بدبینی درباره پایان کار بشر تاکید ورزیده به نوعی فلسفه تاریخ بر اساس سیر صعودی و تکاملی آن اشاره دارد. از نگاه اسلام دین با پشت سر گذاشتن مراحل مختلف در کامل ترین شکل خود به بشر عرضه شده(10) و همواره با انتقال از جامعه ای به جامعه دیگر شکوفاتر می گردد.(11) به دلیل سطح بالای معرفت آخرالزمان معجزات حسی اقوام گذشته جای خود را در اسلام به معجزه عقلی و علمی قرآن  داده و وحی قرآنی با سخن از قرائت و علم و قلم آغاز می شود .(12)

کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریباً از سوی همه فرقه‌های بزرگ اسلام پذیرفته شده است،چنانکه احادیث آخرالزمان را بسیاری از محدثان اهل سنت از جمله «بخاری»، «ابوداود»، «ابن ماجه»، «احمد بن حنبل» و «مجلسی» آورده اند

از این رو بر اساس  روایات وارده، سوره توحید و شش آیه آغازین سوره حدید برای اقوامی در آ خرالزمان نازل شده که در کاوش های دینی از اقوام پیشین ژرف اندیش تر و دقیق ترند. در روایات متعدد دیگر نیز دوره آخرالزمان و مردم آن به رغم وقوع فتنه ها و آشوب های بسیار بهترین زمان و بهترین مردم شناسانده شده اند. بنابراین میان دیدگاه خوشبینانه اسلام درباره پایان تاریخ و ظهور آفت های اجتماعی بسیار در آن دوره هیچ گونه تنافی وجود ندارد. برخی از پیامبران نیز به دلیل فضیلت مردم آخرالزمان از خداوند خواسته اند که نام و راهشان در میان آنان جاوید بماند .(13) قرآن ،امت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را معتدل ترین و در نتیجه کامل ترین (14) و بهترین امت (15) معرفی می کند بر همین اساس خوارق عادت در آخرالزمان به کمترین میزان رسیده و خداوند از طریق سنت های طبیعی تاریخ، جوامع بشری را با آزمایش های مختلف به حدی از بلوغ، شعور و تجربه می رساند که زمینه حکومت جهانی صالحان مهیا شود و بر اساس سنت همیشگی خویش مومنان را بر همه موانع چیره ساخته به فتح و پیروزی پایدار می رساند. (16)

دانشمندان مسلمان بر این عقیده اند که به موجب آیه «وعنده علم الساعه»(17) و آیات مشابه آن، کسی غیر خداوند از عمر عالم آگاه نیست و پیش بینی باقی مانده آن امکان ندارد.  ولی در خصوص وابستگی این تحولات به ظهور موعود و نیز هویت او اختلاف نظر وجود دارد. شیعیان دوازده امامی حضرت مهدی(عج) و حکومت جهانی او را حسن ختام حیات بشر در کره زمین و او را همان موعود امت‌ها دانسته و عصر ظهور او را مقارن با بازگشت برخی از نیکان و نیز تبهکاران تحت عنوان «رجعت» به دنیا می دانند، تا زمانی که زندگی دنیا پایان یافته و قیامت بر پا گردد.

2- آخرالزمان از دیدگاه اندیشمندان اسلامی

متفکران معاصر مسلمان نظیر، علامه طباطبایی، شهیدمطهری، سید قطب، محمدرشید رضا، شهید سید محمدباقر صدر و ... با اتکا به برداشت آیاتی از قرآن کریم(18) وراثت صالحان و پیروزی حق بر باطل را - به رغم جولان دائمی باطل - به عنوان سرنوشت آینده بشر مطرح کرده اند و آیات و روایات مربوط به تحولات آخرالزمان را بیانگر نوعی فلسفه تاریخ می دانند. به اعتقاد ایشان عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان. چنین آینده ای امری است محتوم که در سرانجام  قبض و بسط شرایط تاریخی رخ خواهد داد و مسلمانان باید انتظار تحقق آن را داشته باشند. در چارچوب این برداشت، آخرالزمان قطعه معینی از تاریخ انسان است که او باید در آن حرکت تکاملی تدریجی خود را تا تحقق وعده الهی ادامه دهد .

در میان این پیش گوئیها و گمانه زنیها، دین اسلام، شفاف ترین و گویا ترین چشم انداز از آخرالزمان را به تصویر کشیده و اطلاعاتی منسجم و راهبردهایی دقیق را برای عبور از روزهای واپسین عصر گذار از تاریخ، دراختیار انسان قرار می دهد

 در این صورت در اندیشه اسلامی “آخرالزمان”‌ پایان همه چیز نیست بلکه  سیر ترمیم جهان است. هر چند که اوج همه آشفتگی های تاریخ در آخرالزمان است. ولی از مجموع روایات درباره آخرالزّمان برمى‏آید که این بی نظمی ها در راستای شکل گیری نظم کل تاریخ قرار گرفته و جنبه منفی خود را از دست می دهد و جزء عوامل مقوم و به یک معنی فانی در مرحله ظهور می شود. به تعبیر “رنه گنون”‌ در کتاب “آخرالزمان یا عصر سیطره کمیت“ دوران فتنه انگیزی دجال در نهایت ظلم و شر است . ولی امر شر و منحوس ناپایدار و موقت است - هر چند که نمی توانست جز آنچه واقعا هست چیز دیگری باشد- و فقط جنبه خیر و سعادت که پایایی و قطعیت  دارد، به سامان می رسد.(19)

به بیان دیگر نشانه عمده و عمومى این دوران، فراگیرى فساد، تباهی، بی عدالتی و خونریزی در جامعه بشری است؛ در نتیجه این عوامل، ملالت و خستگی انسان، منجر به رشد و بازیابی استعداد آرمانگرایی، عدالت طلبی و ظلم ستیزی در نهاد بشر می گردد. بر خلاف برخی پندارها، این کنش درونی انتظاری را در وجود انسان شکل می دهد که او را از انفعال  خارج ساخته و نوعی آمادگی فعال برای تغییر شرایط و پذیرش منجی را به وجود می آورد.  در این هنگام است که منجی دین اسلام ظهور نموده و با از بین رفتن تباهى و ستمگری، جامعه آرمانى انسانی شکل می گیرد.(20)

بر این اساس می توان دریافت که دیدگاه آخرالزمانی اسلام با نوعی تکامل و تعامل جدید تاریخی همراه است . بر مبنای دیدگاه اسلامی اگر چه رویدادهای آخرالزمانی، مشکلات، و سختیهای جدیدی را پیش پای انسان می گذارند بر خلاف دیگر ادیان و مکاتب که در نحوه رویارویی و تعامل با شرایط آخر الزمان سکوت می کنند، نحوه تعامل و مواجهه با این مشکلات این دوران، در روایات اسلامی به وفور به چشم می خورد، بنابر این باید اذعان نمود که شرط لازم جهت تعامل سازنده در مواجهه با این دوره از تاریخ ، و تعامل سازنده مبتنی بر روایات اسلامی، می تواند عرصه  بروز و ظهور بسیاری از کمالات انسانی، قابلیتهای معنوی واستعدادهای الهی بشر این دوران را در پی داشته باشد. 

 

پی نوشتها:

1-  رک سیطره کمیت و علائم آخرالزمان تالیف رنه گنون

2-  رک پایان تاریخ و آخرین انسان (The End of History and the Last Man)  تالیف  فرنسیس فوکویاما

3-  رک برخورد تمدن‌ها تالیف ساموئل فیلیپز هانتینگتون

4-  رک التّبیان،  ج 7 ص283 و  المیزان،ج 14/ 330

5-  آخرالزمان شناسی در اسلام ابراهیم شفیعی سروستانی

6-  تاریخ طبری، ج 1 ص55

7-  الکامل، ج1 ص14

8-  ذاریات (51)، 56

9-  سوره های نور 55 ،توبه33 ، فتح  28، صف9

10- سوره مائده، 3

11- سوره مائده ، 54

12- چنانکه در سوره علق،آیات  5-1 به این نکته اشاره می شود

13- سوره شعراء، 84

14- سوره بقره، 143

15- سوره آل عمران، 11

16- سوره صافات، 172و 173

17- سوره های  لقمان 34، زخرف 85

18- سوره های اعراف، 138، انبیا 105، صافات 171و 172

19- رک آخرالزمان و امام مهدی محمددشتی

20- رک  جامعه و تاریخ ص 60 محمد تقی مصباح یزدی

  سید حامد حسینی