شأن و مقام پدر

زحماتی که هر پدری متقبل می شود،

از یک سو وظیفه ی دینی و از سوی دیگر وظیفه اخلاقی است.

 از نظر دینی کودکان بر گردن پدر حقوقی دارند که در منابع دینی مفصل بیان شده است.

 از نظر اخلاقی نیز کودکان در حقیقت همانند مهمان‌هایی هستند که به دعوت پدر و مادر بر سر این سفره که همان خانواده است حاضر شده اند.

 حالا که حضور پیدا کرده اند، پدر بیش از همه وظیفه دارد از این مهمان ها بخوبی و به وجه شایسته و نیک پذیرایی کند. رسول گرامی(ص) فرمودند:

«الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله ، آن کس که برای خانواده اش تلاش کند،

 همانند مجاهد نستوه و در حال جهاد است» جهاد کردن فقط در هنگام نبرد و جنگ نمی باشد.

 بلکه تلاشی که پدر برای کسب لقمه حلال برای خانواده اش انجام می‌دهد

 نیز مانند جهاد است و خداوند اجری که به مجاهدین فی سبیل الله می دهد

 همان اجر را به پدر نیز می دهد امیر المومنین علی(ع) فرمود:

«لقمه حرام و ناپاک را به خانه نبرید»

یک پدر نمونه پدری است

که افزون برآموزش اخلاق و رفتار خوب به فرزندان بتواند روزی خانواده اش را نیز از راه حلال به دست آورد.

 زیرا این روزی حلال در سرنوشت فرزندان بسیار مؤثر است.

 اگر ادعایی را که فرزندان می کنند،

 برآورده شود تا حد زیادی در اثر همین روزی حلالی است

 که پدر برایشان آورده است و لذا فرزندان همیشه باید قدردان چنین پدری باشند.

(چراغ چشم،۱۳۸۵،ص۴۲)

-اسلام و احترام پدر

اسلام برای پدرانی که وظیفه خود را به درستی انجام می دهند،

 ارزش و احترام خاصی قائل است.

 این ارزش و احترام به حدی است

که در آیات قرآن پس از انجام وظیفه عبادت و احترام به خدا و اطاعت از فرمانش از لزوم احترام به والدین یاد شده است.

و لذا بر فرزندان لازم است

که حکم پدر را رعایت کنند و بدون اجازه او، جز در واجبات کاری انجام ندهند.

 همچنین فرزندان وظیفه دارند بال رحمت و عنایت خود را در زیر پای پدر و مادر بگسترانند

و با دلسوزی و محبت در همه حال رعایت احترام آنها را داشته باشند

 و از هر کاری که موجب تکدر خاطر آنها می شود حتی‌گفتن«اف» به شدت پرهیز کنند(قائمی،۱۳۵۸،ص۸۱)

-اهمیت پدر در جنبه الگویی

کودک در مسیر رشد از افراد بسیاری اثر می پذیرد و تحت تأثیر دیده ها و شنیده‌های بسیاری است.

همه ی آنهایی که اطراف او هستند و به نحوی در او اثر دارند مدل و الگوی کودکند.

 اما پدر از همه ی آنها مهمتر ومؤثرتر است

و این اهمیت و تأثیر تا سنین نوجوانی همچنان بر جای خویش است.

رفتار پدر در سنین خردسالی فرزند برای او همه چیز است:

 درس، اخلاق، تربیت ، سازندگی یا ویرانگری. طفل همه چیز را از او کسب می کند:

 محبت، شفقت، وفاداری، خلوص و صفا، رشادت و شهامت، ادب و تواضع، عزت نفس،

 سجایای اخلاقی، درستکاری، پشتکار، سربلندی، شرافت و صداقت و ….

این امر آن چنان از نظر روانشناسان تربیتی گسترش دارد که برخی از آنها رفتار فرزندان را انعکاسی از رفتار پدران دانسته اند و گفته اند:

 تو اول کودک خود را به من بنمای تا بگویم تو که هستی.

 نحوه استدلال پدر، به کارگیری وسایل و ابزار، کینه‌توزی و خودخواهی او و… همه در کودک مؤثر است.

براین اساس پدران در برابر شخصی خود مسئولند. و با افکار و رفتارشان کودک را جهت می دهند، و موجبات رشد و یا سقوط فرزندان را فراهم می آورند.(سیرز، ۱۳۸۲، ص ۴۰ تا۳۹).

نقش اجتماعی و اخلاقی پدر

انسان موجودی اجتماعی است.

 به این معنا که در اجتماع زندگی می کند و در آنجا به مرحله رشد و کمال می رسد.

اجتماع و فرهنگ در او مؤثر است و او می تواند تا حدود زیادی در اجتماع تأثیر گذار باشد.

در آن تحول ایجاد کند. در سنین کودکی هیچ چیز بهتر از آموزش عملی نیست.

 پدر وظیفه دارد از راه عمل کردن به کودک یاد دهد که چگونه باشد و به چه صورتی عمل کند.

 در مواردی می تواند از داستانها و قصه ها استفاده کند و به صورت غیر مستقیم فرزندان را آموزش دهد

 و گاهی نیز می تواند به صورت مستقیم آموزش دهد. توجه با این نکته ضروری است

که راه آموزش در سنین مختلف یکی نیست.

آموزش در خردسال باید از طریق جملات کوتاه باشد

در پایان دوره کودکی می‌توان آموزش را با عمل، آمیخته کرد(‌اسپادک،۱۳۷۲، ص۵۸)

 وظیفه و نقش پدر:

تربیت کودک، مهترین و سنگین ترین وظیفه ی پدران و مادران است

 و هر دو در این باره مسئولیت دارند کودکان را نباید به حال خودشان و اگذار  کرد.

 پدر و مادر وظیفه دارند نه تنها نیازمندی رشد جسمانی فرزند خود را فراهم کنند،

 بلکه در جهت تربیت صحیح او نیز کوشش نمایند.

 کودک هم استعداد خوشبخت شدن دارد، هم استعداد عکس آن .

بزرگترین خدمتی که پدرو مادر می تواند نسبت به فرزندان خود انجام دهند

 این است که آنان را خوب تربیت کنند

 و راه روش درست زندگی کردن را به آنان بیاوزند(کریم زاده،۱۳۸۸)

نقش پدر در تربیت  کودک بسیار مهم است.

 آنها می توانند در رها کردن  کودک از قید و بند احساسات بطور مفید وارد عمل شده و به

او بیاموزند هنگام ناامیدی چگونه بدون درگیر کردن احساسات با مشکل کنار بیایند.

 معمولاً پدران در دوران نوپا کردن کودک به دلیل قادر نبودن کمک به تکلم، در برقراری

 رابطه با او دچار مشکلاتی است.

اما باید توجه داشت در این زمان آنها  می‌توانند با کودک به تکلم  در برقراری رابطه با او

 دچار مشکلاتی است،

اما باید توجه داشت در این زمان آنها می توانند با کودک بازی کرده در رابطه ی خود را با

 او نزدیکتر کنند(شیدایی،۱۳۸۸)

پژوهش ها نشان می دهد که تأثیر بر فرزند ماندگار است

 و کودکان براستی به پدر نیاز دارند، اما به یاد داشته باشید،

  زندگی کودکان تحت تأثیر پدرانی که از نظر عاطفی حضور دارند، برای فرزندان

ارزش قائل می‌شوند

 و در ناراحتی ها و نگرانی ها می توانند فرزندانشان را آرام کنند بسیار بهتر می شود

 اما در عوض پدرانی که خشونت می ورزند، عیب جو هستند، فرزند خود را آسیب برسانند

اسدی،۱۳۸۸)

در امر تربیت کودکان پدر و مادر هر دو مسئولند،

اما مسئولیت پدر در این رابطه مستقیم و بیش تر است. او مسئول مستقیم تربیت اسلامی

 فرزندان خویش و مسئول عواقب نیک و بد آنهاست (قائمی،۱۳۶۶،ص۷۶)

 پدر مسئول دادن آگاهی های لازم و پرورش فرهنگی فرزندان است.

از نظر کودک اوست که همه چیز را می داند، به همه سئوالات پاسخ می گوید.

از هر واقعه ای، در هر جا که اتفاق افتد خبر دارد و بالاخره اوست

که دریچه ای از اطلاعات را به روی کودک می گشاید.

 شاید تصور کودک از پدر اغراق آمیز باشد ولی در کل این نکته درست است که افراد

بزرگسال واجد اطلاعات و تجاربی هستند که کودکان فاقد آنند

و اگر آنها از کودک مضایقه نمایند از موقعیت شایسته و مناسبی محروم می گردند

 پدر در این رابطه متعهد انجام نقشی است که دیگران از آن عاجزند(قائمی، ۱۳۶۸،ص۷۶)

 ۶-وقت گذاری پدر

فرزندان شما نیاز به وقت گذاری شما دارند تا از وجود شما و از زمینه های انس و الفت

شما بهره ای گیرند.

راه و روش زندگی را از شما فراگرفته و طریق زندگی خود را هموار سازند.

 شما هر چند که سرگرم و مشغول کار باشید باز هم به صلاح و مصلحت شماست

که در شبانه روز لاقل نیم ساعت با فرزندتان همراه باشید، با او حرف بزنید،بگویید و

بخندید، استراحت و تفریح کنید،

در سایه این وقت گذاری قادر خواهید شد رفتار فرزندانتان را در یابید، از ریشه و منشأ آن

 باخبر شوید. اگر رفتاری ناپسند دارد ازآن سر درآورده و راه رفع و اصلاح آن را پیدا کنید

از  تمایلات و خواسته های او آگاه شوید و در این رابطه تصمیم بگیرد.

کودک در آینده به آن کس دلبسته تر خواهید شد که با او سابقه انس و ارتباط بیشتری داشته

باشد

 و حرف و سخن آن کس را بیشتر پذیرا خواهد شد که باب رفاقت و ملاحظات با او گشاده

باشد.

و شما در سایه ی این وقت گذاری موفق خواهید شد رابطه ی او را با خود، با اعضای

 خانواده و از آن مهم تر با خدا محکم تر سازید(قاضی،۱۳۷۳،ص۳۲)

اگر پدری فقط به اندازه ی ۳۰ درصد مادر برای آموزش، تربیت و بازی کودکش وقت

بگذارد،

 آنگاه این کودک دو برابر کودکانی که پدرشان خود را از تربیت کودک معاف می دانند،

فرصت رشد دارد(حمید رضا،۸۷)

کم رنگ شدن نقش پدر در تربیت فرزندان

جامعه می کوشد که فرزندان را به صورت جنسیتی(مذکر، مؤنث) تربیت کند

 بدین معنا که یک سری  کارکردها به صورت کلیشه بندی در زمره وظایف مردانه و

پسرانه و یک بخش دیگر نیز جزو وظایف دخترانه و زنانه تعریف و دسته بندی شده است.

 با این تقسیم‌بندی واضح است که همانند سازی پسران برای گرفتن نقش جنسیتی پسرانه یا

 مردانه در آینده تا چه حد به الگویی که از پدر می گیرند،

متکی است و پدر به طور مستقیم و غیر مستقیم، نقش مهمی در تربیت فرزندان پسر دارد و

 الگویی بارز به حساب می آید.

 به این ترتیب واضح است نظام ارزشی، شخصیت، رفتار و منش فرزندان پسر براساس

الگوپذیری از پدر است.

 در مورد دختر نیز همین وضعیت وجود دارد. دختر قرار است طبق تعریف جامعه نقش یک

 همسر را ایفا کند وپدر برای او الگویی است که براساس این الگو، دنبال همسر خواهد

 گشت.

 به خصوص تأثیر پدر در سن نوجوانی و پسر بسیار چشمگیر و قابل ملاحظه است.

 دکتر شریفی درباره کاهش تأثیر تربیتی بر فرزندان و عوارض و تبعات آن توضیح می دهد:

  به اعتقاد بسیاری از کارشناسان یکی از مهمترین دلایل کاهش تأثیر تربیتی پدر بر

 فرزندان،

چند شغله بودن پدران و مشکلات اقتصادی خانواده های ایرانی است.( سیرز،۸۳،صص۶۹)

زنجیره عاطفی خانواده که بر اثر تعامل اعضای خانواده باید ایجاد شود، با غیبت‌های

پدر دچار نقض می شود

 و بحران فاصله بین نسل ها براثر کمبود گفتمان مناسب و مداوم بین والدین و فرزندان

 روی می دهد.

 در بحران نسلی پدرها زبان پسرها و مادران زبان دختران را نمی فهمند و نظام ارزشی،

دیدگاه و نگرش  آن ها به زندگی متفاوت خواهد بود.

 آنچه نسل به نسل از پدران به پسران منتقل می شد، اکنون ناگفته باقی مانده و این خلاء

 توسط رسانه های ارتباطی پر شده است.

 تلویزیون، ماهواره و اینترنت هم اکنون تأثیر تربیتی زیادی روی فرزندان دارد که نتیجه آن

را امروز در جامعه خود شاهدیم.

در پایان باید گفت تا زمانی که نهادهای اجتماعی نتوانند کارکردهایی را که وظیفه خاص

آن‌هاست انجام دهند،

 شاهد نقصان در روابط خانواده خواهیم بود و خانواده از کارکردهایی اصلی تربیتی خود باز

 می‌ماند(شکوهی،۷۸)

تربیت فرزندان یکی از مهترین حوزه های مسئولیت پدر است.

 که باید در اجرای کوتاهی نکند. باید توجه داشت که تربیت فرزندان در هر جامعه ای

براساس فرهنگ آن جامعه متفاوت است پدران باید توجه داشته باشند

 که آنها نوعی الگو برای فرزندانشان هستند و هر گونه سهل انگیری در این زمینه می

تواند خطرات جبران ناپذیری را ایجاد کند.

پدر باید فرزند خود را از تمام ابعاد(بعد فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و…) تربیت کند.