چشم زخم : کلمه ای فارسی است که از دو قسمت چشم و زخم ترکیب شده است .

چشم : همان عین عربی است که از مهمترین اعضای بدن انسان است و وسیلۀ ارتباط با عالم اطراف است ؛ زخم : به معناهای متعددی از قبیل حرکت ، گوشت فاسد شدۀ گندیده ، طعم و بوی بد و بی آبروئی استعمال می شود . چشم زخم در لغت به معنی آزار ، نقصان یا مرضی آمده است . معادل چشم زخم در زبان عربی العین یا الأصابة بالعین است.

چشم زخم در اصطلاح عبارت است از تأثیر موج های منفی یک فرد بر اعمال ، رفتار و سرنوشت فرد دیگر ، که از نگاه فرد شور چشم (چشم شور) خواه دوست ، دشمن ، حسود و یا حتی حیوانات واجنّه به دیگری می رسد

به بیان دیگر ، چشم زخم ؛ آزار ، نقصان یا مرضی است که از راه نگاه فرد شور چشم (چشم شور) خواه دوست ، دشمن ، حسود ویا حتی حیوانات واجنّه به دیگری می رسد .

حقیقت و ماهیت انسان

از دیر باز شناخت حقیقت و ماهیت انسان مورد نظر محافل و مکاتب فلسفی و علمی بوده است و در فلسفه های معاصر و فلسفه اسلامی نیز ، بحث ها و کاوش های چشمگیری به این موضوع اختصاص یافته است .

در یک رده بندی کلی ، انسان ، به دلیل آنکه دارای خواص عمومی حیات است و در این بعد با حیوانات دیگر تشابه و اشتراک دارد ، در طبقۀ حیوان(جانداران) به معنای عام قرار می گیرد؛ ولی برخوداری وی از استعدادها ، قابلیت ها و ویژگی های خاصی نظیر آگاهی و آزادی و بهره مند بودنش از ساختمان پیچیدۀ بدنی و مغزی ، از نوع خاص و ماهیتی متمایز از دیگر حیوانات پدید آورده است .

تمایز انسان و فصل مقوم وی ، با دیگر حیوانات صرفا به ویژگی های زیستی و شرائط عضوی و مغزی انحصار و اختصاص نمی یابد بلکه ضمن پذیرش همۀ این ها ، اساس هویت وی را گوهری دیگر غیر از بدن و جسم مادی او ، تشکیل می دهد و انسانیت انسان و همۀ آثار فکری و فرهنگی وی ، نشأت یافته از موجودی «مجرد» است که آن را از دیدگاه های متعدد ، روح ، نفس ، قلب و نفخۀ الهی نامیده اند .

دانشمندان الهى و فلاسفه روحیون معتقدند غیر از موادى که جسم انسان را تشکیل مى‏دهد ، حقیقت و گوهر دیگرى در انسان نهفته است که از جنس ماده نیست اما بدن آدمى تحت تاثیر مستقیم آن قرار دارد . بر خلاف مکتب های ماده گرا و ماتریالیسیت ها که روح را از خواص مادۀ مغزی و سلول های عصبی می دانند .

روح یک حقیقت ما وراى طبیعى است که ساختمان و فعالیت آن غیر از ساختمان و فعالیت جهان ماده است ، درست است که دائما با جهان ماده ارتباط دارد ، ولى ماده و یا خاصیت ماده نیست !

امام خمینی (ره) می فرماید :

انسان اعجوبه ای است دارای دو نشأت ، نشأت ظاهره مُلکیه دنیویه که آن بدن اوست و نشأت باطنۀ غیبیۀ ملکوتیه که از عالم دیگر است و نفس او که از عالم غیب و ملکوت است دارای مقامات و درجاتی است و از برای هر یک از مقامات و درجات آن جنودی است رحمانی و عقلانی که آن را جذب به ملکوت اعلی و دعوت به سعادت می کنند ، و جنودی است شیطانی و جهلانی که آن را جذب به ملکوت سُفلی و دعوت به شقاوت می کنند و همیشه بین این دو لشگر جدال و نزاع است و انسان میدان جنگ این دو طایفه است . اگر جنود رحمانی غالب شد انسان از اهل سعادت و رحمت است و در سلک ملائکه منخرط و در زمرۀ انبیاء و اولیاء و صالحین محشور است ، و اگر جنود شیطانی و لشگر جهل غالب آمد انسان از اهل شقاوت و غضب است و در زمرۀ شیاطین و کفار و محرومین محشور است .

روح و نفس

در بدن آدمى نفس و روح هر دو وجود دارد . وقتی انسان می خوابد تنفس می کند اما قدرت تعقل ندارد یعنی نفس از او جدا شده است ، ولی وقتی انسان بمیرد حیات از او رخت می بندد و تنفس و تعقل هر دو از بین می روند

الله یَتَوَفَّی الانفُسَ حینَ موتِها والتی لَمْ تَمُتْ فی مَنامها. فَیُمْسِکُ التی قَضَی عَلَیها الموتَ و یُرسِلُ الأخری اِلی أجَلٍ مُسمی إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ . « خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى‏کند ، و ارواحى را که نمرده‏اند نیز به هنگام خواب مى‏گیرد سپس ارواح کسانى که فرمان مرگشان را صادر کرده نگه مى‏دارد و ارواح دیگرى را (که باید زنده بمانند) بازمى‏گرداند تا سرآمدى معیّن در این امر نشانه‏هاى روشنى است براى کسانى که اندیشه مى‏کنند! »(زمر/ ۳۹ ،۴۲) .

فرق میان قبض روح شخص خوابیده و قبض روح مرده این است که اولى در مقابل بیدارى و دومى در مقابل زندگانى است و قبض روح خوابیده با باقى ماندن روح در بدن است و قبض روح مرده با خارج شدن روح از بدن است.

اهمیت چشم

چشم که در آموزه های قرآنی از آن به عین و بصر و رأیَ و نظَر تعبیر می شود گاه به ابزار و گاه به نوع کنش و واکنش آن اشاره دارد .

«عین» نام ابزار دیدن و رؤیت و نظر است. خداوند ، آفرینش چشم را برای انسان یکی از آیات خود قرار داده است چنانکه می فرماید : قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلى‏ قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتیکُمْ بِهِ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ . «بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند، گوش و چشم هایتان را بگیرد ، و بر دل هاى شما مهر نهد (که چیزى را نفهمید)، چه کسى جز خداست که آن ها را به شما بدهد؟!» ببین چگونه آیات را به گونه‏هاى مختلف براى آن ها شرح مى‏دهیم، سپس آن ها روى مى‏گردانند » (انعام /۶ ، ۴۶ )

چشم ، ابزاری است که با اتکا به روح انسان توانایی دیدن پیدا می کند . به این معنا که روح انسانی است که در حقیقت از دریچه و ابزار چشم می نگرد و می بیند.

ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلیلاً ما تَشْکُرُونَ . « سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وى دمید و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد امّا کمتر شکر نعمتهاى او را بجا مى‏آورید! » (سجده /۳۲ ، ۹)

از این رو میان چشم و روح ارتباط بسیار تنگاتنگی وجود دارد و این روح انسانی و نفس اوست که چشم را مدیریت می کند . این گونه است که روح انسانی برای درک و شناخت خود و جهان و ادراک موقعیت خویش در هستی و بهره گیری از نعمت های خداوندی در راستای تکامل خویش ، از ابزار چشم بهره می گیرد .

حقیقت چشم زخم

با توجه به ساختارانسان از روح و جسم و اهمیت نقش روح برای ادامۀ حیات بشر و ارتباط تنگا تنگ روح با چشم باید باور کنیم که برخی از انسان ها روح و توان منحصر به فردی دارند که می توانند نه تنها اشیا و چیزها را جا به جا کند بلکه مانند اشعه لیزر آن را منفجر و متلاشی نمایند . این انرژی گاه از راه چشم ظاهر می شود . قدرت تخریبی چشم بستگی به نیروی باطنی هر شخص مختلف است که بشر به طور طبیعی از چنین توان و انرژی برخوردار می باشد . مخصوصا اگر با یک نگاه و نظر مخصوص باشد .

عده ای از معتزله ، بدون ارائۀ دلیلی روشن آن را ردّ کرده اند ، آنها حتی نتوانسته اند شبهۀ قابل توجهی بر آن وارد کنند .

برخی وقایع ، نظیر تعویذ فرزندان ابراهیم و فرزندان هارون از سوی ابراهیم (ع) و موسی (ع) و نیز گواهی تاریخ بر وجود افرادی در میان برخی قبایل که با چشم خود تأثیر عینی بجای می گذاشتند حکایت از دیرینه بودن این اعتقاد دارد . در یونان ، روم باستان ، در سنتهای یهودی ، اسلامی ، و آیین بودائی ، هندو و فرهنگ های عامه و جوامع ابتدایی اعتقاد به چشم زخم رواج داشته و هر قومی راجع به شور چشمی داستان هایی آمیخته از حقیقت و افسانه دارند در روایات فراوانی هم بر حقیقت داشتن چشم زخم تأکید شده و روایت : أکثر من یموت من أمتی بعد قضاء الله و قدره بالعین . « بیشترکسانی که از امت من از دنیا رفته اند پس از قضا و قدر با چشم زخم بوده است » از پیامبر (ص) بین مسلمانان اجماعی دانسته شده است

افزون بر این بررسی چگونگی تأثیر چشم از سوی دانشمندان نیز نشانگر پذیرش اصل این مسئله از سوی ایشان است . در این زمینه برخی آن را پدیده ای مادی دانسته و گفته اند : به هنگام چشم زدن اجزایی نامرئی از چشم خارج شده و در بدن شخص چشم خورده وارد می شود نظیر سمی که افعی با نگاه ، از خود خارج می کند و هدف خود را از پای در می آورد در تأیید این نظر استناد شده به نقل اصمعی از یک چشم زن معروف که می گوید : هرگاه چیز خوش آیندی نظرم را جلب نماید و آن حالت در من پیدا شود احساس می کنم حرارتی از چشم من خارج می شود چنانکه بسیاری از دانشمندان امروزی نیز معتقدند در بعضی از چشمها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته است که کارائی زیادی دارد اما اکثر دانشمندان و فیلسوفان این تأثیر را نفسانی دانسته اند چنانکه بحثهای مربوط به هیپنوتیزم و تأثیری که از طریق آن در شخص پیدا می شود نشانگر آن است که نفس دارای آثاری است که هنوز شناخته شده نیست برخی از اندیشمندان نیز با صرف نظر از مادی یا نفسانی بودن چشم زخم آن را از دیدگاه کلامی توجیه کرده اند مانند اینکه مصلحت نظر شونده باعث شده خداوند متعال برای بعضی از چشم ها چنین تأثیری قرار دهد مثلا خداوند می داند اگر نعمت را از وی سلب نکند از آخرت غافل می شود و یکی از عوامل سلب نعمت چشم زخم است هر چند خداوند عوض آن در زمان دیگری یا در آخرت به او خواهد داد .

تأثیرچشم زخم

عمرو بن بحر جاحظ گفته است : این مطلب قابل انکار نیست که بعضى اجزاء غیر مرئى و لطیف از چشم هاى بد (و باصطلاح چشم هاى شور) جدا می شود و در طرف اثر می کند ، و این خاصیتى است که در بعضى از چشم ها است مانند خاصیت هایى که در چیزهاى دیگر وجود دارد .

قرآن نیز برخلاف برخی باورها ، نه تنها چشم زخم را جزو امور خرافی دسته بندی نمی کند بلکه به نمونه های از آن نیز اشاره می کند و گزارش تاریخی قرآنی از گذشتگان و پیشینیان نیز آن را تأیید می کند .

عمده آیاتی که به نحوی با چشم زخم ارتباط دارند ، سه آیه می باشند ، که هر یک به طور ضمنی ، بیانگر مسأله شور چشمی هستند .

۱ – آیۀ وان یکاد .

قرآن می فرماید : وَ ان یکادُ الَّذینَ کَفَرُوا لِیزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لَمّا سَمعُوا الذّکروَ یقُولُونَ إنَّه لَمَجنُون « نزدیک است کافران هنگامى که آیات قرآن را مى‏شنوند با چشم‏زخم خود تو را از بین ببرند، و مى‏گویند: «او دیوانه است! ». .( قلم/۶۸ ، ۵۱)

اکثر مفسران معاصر قائلند ، آیه در مقام بیان یک واقعیت است و سخن از کنایه نیست ، قرآن مى‏خواهد تضاد عجیبى را که در میان گفته‏هاى دشمنان اسلام وجود داشت با این بیان ظاهر سازد و آن اینکه : آنها وقتى آیات قرآن را مى‏شنوند آن قدر مجذوب مى‏شوند و در برابر آن اعجاب مى‏کنند که مى‏خواهند تو را چشم بزنند (زیرا چشم زدن معمولا در برابر امورى است که بسیار اعجاب‏انگیز مى‏باشد)

بد چشمی این جماعت به گونه‌ای بود که اگر یکی از ایشان، اراده گوشت می‌کرد ، به کنیز خود می‌گفت : «ما أَحسَنَ وَ ما رأَیتُ مِثلها؛ چه نیکو و زیبا ست و مانندش را تاکنون ندیده‌ام»! فوراً آن حیوان می‌افتاد و صاحبش از روی ناچاری حیوان را می‌کشت و به وی نصیبی می ر‌سید ، اگر ایشان اراده کشتن کسی را داشتند، سه روز چیزی نمی‌خوردند و بعد از آن بر او نظر می‌انداختند و بر اثر چشم زخم بیمار می شد و یا می‌مُرد. در میان بدچشمان، مردی بود که بر هر که چشم می‌افکند ، از پا در می‌آمد. از این رو، او پا از خیمه بیرون نمی‌گذاشت . عاقبت، این جمع با اصرار قریش خواستند پیامبر (ص) را چشم زخم زنند که کار ساز نیفتاد .

۲ – آیه ورودبه مصر از ابواب متفرقه

قرآن کریم از زبان یعقوب نقل می کند که به فرزندانش فرمود : َ یا بَنِیَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَ ما أُغْنی‏ عَنْکُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ . وَ لَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَیْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ ما کانَ یُغْنِی عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ حاجَةً فِی نَفْسِ یَعْقُوبَ قَضاها وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ (یوسف/۱۲ ، ۶۷ )

« و (هنگامى که مى‏خواستند حرکت کنند، یعقوب) گفت: «فرزندان من! از یک در وارد نشوید بلکه از درهاى متفرّق وارد گردید (تا توجه مردم به سوى شما جلب نشود)! و (من با این دستور،) نمى‏توانم حادثه‏اى را که از سوى خدا حتمى است، از شما دفع کنم! حکم و فرمان، تنها از آنِ خداست! بر او توکّل کرده‏ام و همه متوکّلان باید بر او توکّل کنند!»

آنگاه که برادران یوسف ، پس از جلب موافقت پدر ، برادر کوچک را با خود همراه کردند و برای دومین بار ، آماده حرکت به سوی مصر شدند ، یعقوب (ع) از فرزندانش می خواهد که هنگام ورود به شهرو یا دیار مصر از درهای گوناگون وارد شوند .

اغلب مفسران معتقدند : پایتخت مصرباستان ، در آن زمان مانند هر شهر دیگری ، دیوار و برج و دروازه‌های متعددی داشته است . مصر در آن روز چهار در داشت و فرزندان یعقوب طبق دستور پدرشان ، متفرق شده و هر گروهی از یکى از آن چهار در وارد شدند.

این دستور یعقوب برای آن بود که چون همگى برادر یکدیگر و اولاد یک پدر بودند و از نظر جمال و کمال و شکل و هیئت نیز ممتاز بودند ترسید چشم بخورند، و مردم آنها را چشم بزنند .

۳ – آیه شرّحاسد

قران کریم می فرماید : وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ . (فلق/۱۱۲ ، ۵ )

« پناه می برم به خداوندگار ... و از شرّ هر حسود آن گاه که حسد ورزد . »

این آیه نشان مى‏دهد که حسد از بدترین و زشت‏ترین صفات رذیله است ، چرا که قرآن آن را در ردیف کارهاى حیوانات درنده و مارهاى گزنده ، وشیاطین وسوسه‏گر قرار داده است .

یعنی همین طورى که نفس افسون‏گر و ساحر تأثیر دارد همین طور آدم حسود وقتى آتش حسد وى شعله‏ور گردد در مقام ایذاء و اذیت بر مى‏آید و از هیچ گونه فسادى خوددارى نمی نماید بلکه اگر اقدام به هیچ مخربى نکند همان چشمى که از روى حسد چیزى را بنگرد یا نفسى از آن به محسود اصابت نماید آثار بدى از آن تراوش نموده و به محسود ضرر میرساند لذا شور چشمی عاین نوعی از تراوش های حسد است .

در گستره روایات ، با احادیث زیادی از منابع شیعه و اهل سنت روبرو می‌شویم که اثبات‌گر چشم زخم و پیامدهای آن هستند . از رسول اکرم(ص) آمده است : العین تدخل الرجل القبر و الجمل القدر ؛ «چشم زخم واقعیت دارد و مرد را در قبر و شتر را در دیگ قرار می دهد»، کنایه از این که چشم زخم باعث مرگ انسان و بیماری شتر می شود که صاحبش از ترس تلف شدنش او را ذبح می کند .

در بیان امیرمؤمنان علی (ع) آمده است : اَلعَینُ حَقّ وَ الرَقّی حَقّ ؛ چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق». با همین تعبیر، از امام صادق (ع) نیز آمده است که فرمود : ...ِ فَإِنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ ؛ «... چشم زخم حق است »

آثار سوء چشم زخم آن قدر خطر ساز است که انسان را به کام مرگ می برد بحدی که رسول گرامی اسلام (ص) می فرمایند : أکثر من یموت من أمتی بعد قضاء الله و قدره بالعین .

بیشترکسانی که از امت من از دنیا رفته اند پس از قضا و قدر با چشم زخم بوده است

درمان چشم زخم

در روایات آمده است که رسول خدا(ص) برای درمان برخی از نزدیکان خویش ، از تعویذ و رقیه ، یعنی دعایی که ضد چشم‏زخم است، بهره می گرفته است .

از جمله روایت شده است ، پسران جعفر بن ابى طالب سفید رو بودند و اسماء بنت عمیس به پیغمبر خدا عرض کرد :اى رسول خدا اینها چشم‏گیر هستند و زود مورد اصابت چشم مردم قرار می گیرند آیا وسیله‏اى براى دفع چشم زخم آنها تهیه کنم ؟ فرمود : آرى . سپس فرمود : اگر چیزی می‏توانست بر قضا و قدر پیشی گیرد چشم زدن بود .

معمّرابن خلاد گوید امام رضا (ع) به من فرمود : إِنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ فَاکْتُبْ فِی رُقْعَةٍ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْمُعَوِّذَتَیْنِ وَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ وَ اجْعَلْهَا فِی غِلَافِ الْقَارُورَةِ . « ای معمرّ چشم زخم حق است ، پس برای رفع آن ، سورۀ حمد و توحید و معوذتین و آیه الکرسی را در ورقی از کاغذ (چوبی) بنویس و در غلاف مخصوص عطر قرار بده تا در امان یمانی» .

در روایتی دیگر امام صادق (ع) پس از بیان حق بودن چشم زخم فرمود : ... وَ لَیْسَ تَأْمَنُهَا مِنْکَ عَلَى نَفْسِکَ وَ لَا مِنْکَ عَلَى غَیْرِکَ فَإِذَا خِفْتَ شَیْئاً مِنْ ذَلِکَ فَقُلْ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ ثَلَاثاً . «... و از آثار آن نه خود را در امان ببین ونه دیگران را پس هر گاه احساس خطر از چشمی نمودید ذکر مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم را سه مرتبه بگویید. »

پیامبر (ص) و انبیای دیگر ، چون ابراهیم (ع) و موسی (ع) برای دفع چشم زخم از"رقیه" ، استفاده می کردند . مانند آنچه حضرت امیرمؤمنان علی (ع) فرموده اند : رَقَى النَّبِیُّ ص حَسَناً وَ حُسَیْناً فَقَالَ أُعِیذُکُمَا بِکَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ وَ أَسْمَائِهِ الْحُسْنَى کُلِّهَا عَامَّةً مِنْ شَرِّ السَّامَّةِ وَ الْهَامَّةِ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ عَیْنٍ لَامَّةٍ وَ مِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ثُمَّ الْتَفَتَ النَّبِیُّ ص إِلَیْنَا فَقَالَ هَکَذَا کَانَ یُعَوِّذُ إِبْرَاهِیمُ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ (ع)‏ . « پیامبر اکرم (ص) برای امام حسن (ع) و امام حسین (ع) رقیه گرفت و این دعا را خواند : شما را در پناه کلمات تامه خدا قرار می دهم از شر هر دیو و هر جنبنده‏اى و از شر هر چشم زخمى ، سپس پیامبر (ص) نگاهی به ما کرد و فرمود: "این چنین حضرت ابراهیم برای اسماعیل و اسحاق تعویذ نمود » .

حسود وقتى آتش حسدش شعله‏ور گردد در مقام ایذاء و اذیت بر مى‏آید حداقل ضربه ای که به محسود می زند ، تشعشع ذرات چشم مسموم اوست .

امام صَّادِقِ (ع) فرمود : إِذَا تَهَیَّأَ أَحَدُکُمْ بِهَیْئَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْیَقْرَأْ حِینَ یَخْرُجُ مِنْ بَیْتِهِ الْمُعَوِّذَتَیْنِ فَإِنَّهُ لَا یَضُرُّهُ شَیْ‏ءٌ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى . «هرگاه به صورت زیبا و هیئت جالب درآمدید (یعنی لباس نو و زیبا پوشیده و خود را آرایش و آراسته کردید) هنگامی که می خواهید از منزل خارج شوید معوّذّتین (سورۀ ناس و فلق ) را بخوانید براستی که اگر چنین کنید و بر خود بدمید بحکم خداوند چیزی به شما ضرر نمی رساند .»

راهکارهای مصونیت از چشم زخم

انسان‌ها به‌طور طبیعی نسبت به امور شگفت‌انگیز واکنش نشان می‌دهند و ناخودآگاه در دیگری تصرف می‌کنند از این‌رو گفته شده هنگام مواجهه با نعمت فراوان و یا برخورداری خود و یا دیگری از آن ، از واژه ماشاءالله استفاده کنید .

اسلام برای پیش‏گیری از تأثیر سوء چشم زخم ، استعاذه ، توکل ویاد خدا را مطرح کرده ، که به بررسی آنها می پردازیم

استعاذه به خدا عامل مصونیت از چشم زخم

اسلام براى پیش گیرى از تاثیر سوء چشم زخـم , اسـتـعـاذه را مطرح کرده است .

اهمیت‌ استعاذه‌ در قرآن‌ هنگامى‌ آشکارتر مى‌شود که‌ بدانیم‌ دو سورة پایانى‌(ناس‌ و فلق‌)، به‌ همین‌ موضوع‌ اختصاص‌ یافته‌ است‌. این‌ دو سوره‌ که‌ با خطاب‌ به‌ پیامبر(ص‌) آغاز مى‌شود ، جامع‌ترین‌ بیان‌ دربارة ارکان‌ استعاذه‌ را دارند ، به‌گونه‌ای‌ که‌ آیات‌ دیگر مربوط به‌ استعاذه‌ را مى‌توان‌ شرحى‌ از مفاهیم‌ و مصادیق‌ این‌ دو سوره‌ تلقى‌ کرد . این‌ دو سوره‌ به‌ سبب‌ آغازهای‌ مشترک‌ از همان‌ عصر نزول‌ به‌ «معوّذتین‌» شهرت‌ یافت‌ و جایگاه‌ ویژه‌ای‌ در نظام‌ آموزش‌ قرآن‌ پیدا کرد . رسول‌ اکرم‌(ص‌) تلاوت‌ معوذتین‌ را بهترین‌ تعویذ مى‌دانستند و در عمل‌ بارها حسنین‌(ع‌) را به‌ این‌ دو سوره‌ تعویذ مى‌کردند .

لذا طبق بیان سورۀ فلق که می فرماید : وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ . باید از شرحسودانی که حسد می ورزند و حسادت باطن خود را آشکار می سازند و چشم زخم می زنند و در مقام عمل کارهای زیانباری انجام می دهند در حذر بود . حسد نیروى روانى پلید است که بر نعمت و آسایش دیگران رشک مى‏برد و آتش حسرت درونى حاسد را برمی انگیزاند و بدین طریق روح پلید حاسد نیز در اثر تفکر و حسرت درونى تقویت شده می تواند از طریقى شر و ضرر خود را متوجه شخصى که مورد حسد و رشک او است وارد سازد باید از آن در حذر بود و بساحت کبریائى بقرائت دو سوره پناه برد و ملتجى شد .

از طبرسی در مجمع روایت شده است ، که رسول خدا (ص) بسیار بود که بوسیله قرائت دو سوره معوذتین حسن و حسین علیهما السّلام را از خطر و ضرر جادو یا دعا و درخواست رهائى می نمود .

توکل بر خدا ، عامل مصونیت از چشم زخم

برای رهایی از چشم‌زخم و یا مصونیت از آن در سوره یوسف آیه ۶۷ به مسئله توکل بر خدا اشاره شده و از مردمان خواسته شده تا از این عامل برای پیشگیری از چشم‌زخم و در امان ماندن از آن استفاده کنند ؛ چرا که در حقیقت انسان باید به این باور برسد که تنها خداوند در برابر این قدرت‌های ماورایی و فرامادی می‌تواند بایستد و او را نجات دهد و یا در امان نگه دارد .

حضرت‌ یعقوب‌ (ع) زمانی که‌ فرزندانش‌ را به‌ مصر می‌فرستد تا به‌ حضور سلطان‌ رسیده‌ از او گندم‌ بخرند چنین‌ وصیت‌ می‌کند : یا بُنیَ‌ لاتَدخُلُوا مِن‌ بابٍ‌ واحدٍ‌ وَ‌ادخُلُوا مِن‌ أَبوابٍ‌ مُتَفَرِقَةٍ، و ما أُ‌غنِی‌ عَنکُم‌ من‌ اللهِ‌ مِن‌ شیً، اًنِ‌ الحُکمُ‌ اًِ‌لاَّللَّهِ، عَلَیهِ‌ تَوَکَّلتُ، وَ‌ عَلَیهِ‌ فَلیَتَوَکَّلِ‌ المُتَوَکٍّلوُن . (یوسف /۱۲ ، ۶۷ ) « و (هنگامى که مى‏خواستند حرکت کنند ، یعقوب) گفت : «فرزندان من! از یک در وارد نشوید بلکه از درهاى متفرّق وارد گردید (تا توجه مردم به سوى شما جلب نشود)! و (من با این دستور،) نمى‏توانم حادثه‏اى را که از سوى خدا حتمى است، از شما دفع کنم! حکم و فرمان، تنها از آنِ خداست! بر او توکّل کرده‏ام و همه متوکّلان باید بر او توکّل کنند!»

چنان که در بیان تفسیر آیه اکثر مفسران معتقدند که چاره اندیشی یعقوب (ع) برای دفع چشم زخم مصریان بود که احتمال داشت متوجه فرزندان خوش اندام وی گردد ، آن حضرت می دانست چاره اندیشیش بدون حکمت الهی هیچ ارزشی ندارد لذا مسئلۀ توکل را مطرح نمود تا مقداری از اضطراب و تشویش خاطر خود را التیام بخشد .

نقش اذکار در مصونیت از چشم زخم :

پیامبر(ص) فرمود : « من اکثر ذکر الله احبه » هرکس زیاد خدا را یاد کند ، محبت خداوند در قلبش حاکم می شود . کسانی که خدا را یاد کنند از گزند شیطان محفوظ می‌مانند .

امام علی(ع) فرمودند : ذکر الله رأس مال کل مؤمن و ربحه السلامة من الشیطان . «یاد خدا سرمایه هر مؤمنی است و سود آن سالم ماندن از گزند شیطان است» . و نیز در قرآن به این معنی اشاره شده است که : شیطان مثل طواف کننده‌ای کوشا، پیرامون قلب و روح آدم می‌گردد و دنبال راه نفوذی است تا فرد را منحرف کند . اگر انسان خدا را یاد کند، یاد خدا مثل چراغی در ظلمتی ، همه جا را نورانی می‌کند . آثار سوء چشم زخم که از ناهنجار های اجتماعی است توسط خود انسان ها بر اثر غفلت از خدا واعتماد و پناهندگی به غیر خدا صورت می پذیرد .

ما اصابکم من مصیبه فیما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر. (شوری /۴۲ ، ۳۰ ) «اگر شما را مصیبتى رسد، به خاطر کارهایى است که کرده‏اید. و خدا بسیارى از گناهان را عفو مى‏کند » . در این آیۀ شریفه خداوندِ امید بخش ، بر غافلان نوید امیدواری می دهد و با جملۀ : و یعفوا عن کثیر . آنان را به پناه خود دعوت می کند . انسان وقتی از یاد خدا غافل شد و بر غیر خدا اعتماد نمود ، شیطان و شیطان صفاتان با حربه های مختلف براو غالب خواهند شد .

ومن یعش عن ذکر الرحمن نفیض له شیطانا فهو له قرین . ( زخرف /۴۳ ، ۳۶ ) « هر کس که از یاد خداى رحمان روى گرداند، شیطانى بر او مى‏گماریم که همواره همراهش باشد » .


 علیرضا ملاحسنی/گردآوری:گروه قرآن سایت تبیان زنجان

http://www.tebyan-zn.ir/quran.html


کتاب شناسی

۱/ اسلام و عقائد وآراء بشری یاجاهلیت و اسلام ، نوری،یحیی،مجمع معارف اسلامی ، چاپ هشتم ، ۱۳۵۷ ش

۲/ اطیب البیان فی تفسیز القرآن ، طیّب ، سید عبد الحسین ، دارالکتب الاسلامیه - تهران ، ۱۳۷۸ ش

۳/ اقرب الموارد فی فصح العربیه والشوارد ، الشرتوتی ، سعید الخواری ، کتابخانۀ آیه الله مرعشی نجفی ، ۱۴۰۳ ق

۴/ الاشارات و التنبیهات ، حسین بن علی ابن سینا ، نشر البلاغه ف قم ، ۱۳۷۵ ش

۵/ التبیان فی تفسیر القرآن ، طوسی ، محمد بن حسن ، دار احیاء التراث العربی بیروت ، بی تا

۶/ الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم ، جوهری ، الشیخ طنطاوی ، دار الفکر ، ۱۴۲۵ ق

۷/ الکافی ، کلینی ، دار الکتب الاسلامیه تهران ، ۱۳۶۵ ش

۸/ المیزان فی تفسیر القرآن ، طباطبائی ، سید محمد حسین ، انتشارات اسلامی ، قم ، ۱۳۹۳ ق

۹/ الکشاف ، زمخشری ، محمود بن عمر ، دار الکتاب العربی ، بیروت ، ۱۴۰۷ ق

۱۰/ النهایه فی غریب الحدیث و الاثر ، ابن الاثیر، محمد الجزری ، مؤسسه اسماعیلیان ، ۱۳۶۷ ش

۱۱/ بحار الانوار ، مجلسی ، محمد باقر ، مؤسسه الوفاء ، بیروت ، ۱۴۰۴ ق

۱۲/ برهان قاطع ، ابن خلف تبریزی ، محمدحسین ، مترجم عباسی ،محمد ، انتشارات فریدون علمی ، تهران ، بی تا

۱۳/ ترجمه رساله اضحویه ،ابن سینا ، نامشخص، انتشارات اطلاعات ،چاپ دوم ،۱۳۷۵ ش

۱۴/ تفسیر اثنا عشر ، حسینی ، شاه عبد العظیم حسین بن احمد ، میقات، تهران ، ۱۳۶۳ ش

۱۵/ تفسیرالجامع لاحکام القرآن ، قرطبی ، محمدبن احمد الانصاری ، داراحیاء التراث العربی ، ۱۴۱۶ ق

۱۶/ تفسیر الدّر المنثور ، السیوطی ، جلال الدین عبد الرحمن ابی بکر ، کتابخانۀ آیت الله مرعشی نجفی ، قم ، ۱۴۰۴ ق

۱۷/ تفسیر الکبیر ، رازی ، فخر ، دار الکتب العلمیه ، ۱۴۰۸ ق

۱۸/ تفسیرمخزن العرفان ، بانو اصفهانی ، سیده نصرت امین ، نهضت زنان مسلمان – تهران ، ۱۳۶۱ ش

۱۹/ تفسیر نمونه ، مکارم شیرازی ، دار الکتب الاسلامی ، تهران ، ۱۳۷۴ ش

۲۰/ تفسیر نور الثقلین ، عروسی حریزی ، عبد العلی بن جمعه ، اسماعیلیان ، ۱۴۱۵ ق

۲۱/ جامع البیان فی تفسیر القرآن ، طبری ، ابوجعفر محمدبن حریر ، دارالمعرفه بیروت ، ۱۴۱۲ ق

۲۲/ چهل حدیث ، خمینی ، روح الله (امام) ، نشر فرهنگی رجاء ، ۱۳۶۸ ش

۲۳/ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم ، آلوسی ، سید محمود ، تحقیق / علی عبد الیاری ، عطیّه ، دارالکتب العلمیه بیروت ، ۱۴۱۵

۲۴/ زاد المعاد ، ابن قیم الجوزی ، محمد بن ابی بکر ، دار ابن حزم ، بیروت ، ۱۴۲۰ ق

۲۵/ شرح نهج البلاغه،ابن ابی الحدید ، عبدالحمید بن هبه الله، کتا بخانه آیت الله مرعشی نجفی ، ۱۴۰۴ ق

۲۶/ غرر الحکم و درر الکلم ، آمدی ، عبد الواحد بن تمیمی، دفتر تبلیغات، قم، ۱۳۶۶ ش

۲۷/ فرهنگ معارف اسلامی ، سجادی ، سید جعفر ، دانشگاه تهران ، ۱۳۷۳ ش

۲۸/ فرهنگ لاروس ، دکتر خلیل جر ، مترجم / طبیبیان ، سید حمید ، امیر کبیر ، تهران ، ۱۳۶۳ ش

۲۹/ کشف الاسرار و عده الابرار ، رشید الدین میبدی ، ابو الفضل ، امیر کبیر ، تهران ، ۱۳۶۱ ش

۳۰/ لسان العرب ، ابن منظور ، دار احیاء التراث العربیه ، ۱۴۰۸ ق

۳۱/ لغت نامه دهخدا ، دهخد ، علی اکبر ا ، دانشگاه تهران ، ۱۳۷۲ ش

۳۲/ مجمع البیان فی تفسیر القرآن،طبرسی ، فضل بن حسن ، انتشارات ناصر حسرو ، تهران ، ۱۳۷۲ ش

۳۳/ نهج البلاغه ، سید رضی ، امیر کبیر ، تهران ، ۱۳۷۶ ش