چرا می جنگی ؟

 
 
 
 
 
 
 
پسرم میپرسد، من تفنگم در مشت، کوله بارم بر پشت، بند پوتینم را محکم میبندم مادرم، آب و آیینه و قرآن در دست، روشنی در دل من میبارد پسرم بار دگر میپرسد، که چرا میجنگی؟ با تمام دل خود میگویم: تا چراغ از تو نگیرد دشمن ... 
/ 0 نظر / 5 بازدید